الهی ...با خاطری خسته،دلی به تو بسته،دست از غیر تو شسته،درانتظار رحمتت
نشسته ام...
میدهی کریمی...
نمیدهی حکیمی...
می خوانی شاکرم...
میرانی صابرم...
احوالم چنان است که میدانی و اعمالم چنین است که میبینی...
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز...
الهی مشت خاکی را چه شاید و از او چه بر آید...؟
دستم بگیر یا ارحم الراحمین
نظرات شما عزیزان:
پاسخ:میسی
.gif)
.gif)
پاسخ:misi
برچسبها: